14ماهگیت
نفسم، عشقم، عسلم سلام الان که دارم واست وبلاگتو آپدیت میکنم شما خوابی. ماشالله وقتایی که بیداری اصلا واسه مامانی فرصت نمیذاری و البته این روزها لب تاپو که روشن میبینی همش میخوای بیای و با دکمه هاش بازی کنی روز به روز شیرین تر میشی و توانایی هات بیشتر میشن (خداروشکر). الان دیگه خودت میتونی تو لیوان و به تنهایی آب بخوری (هرچند خیلی وقتها از عمد و واسه آب بازی، آبها رو میریزی رو زمین ) از باباجون یاد گرفتی موقع غذاخوردن دعا میخونی و اون لبهای کوچولوتو تکون میدی (به نشانه ی زمزمه) نماز میخونی و هروقت نوحه میشنوی سینه میزنی. صحبتهامون رو متوجه میشی و وقتی ازت کاری رو بخوام تقریبا 60 درصدشو میفهمی و انجام میدی. چند روز پیش ه...








